تبليغاتX
اسلام

اسلام

موضوعات اسلامی

آنچه مرده بعد از وفات از آن ثمره وثواب و پاداش مىبرد

آنچه مرده بعد از وفات از آن ثمره وثواب و پاداش مىبرد
 ـ نماز بر ميت:
رسول اكرم  مىفرمايد: ((ما من ميتٍ يصلّى عليه أمة من المسلمين يبلغون أن يكونوا مائة، فيشفعون له، إلاَّ شفعوا فيه)) . [مسلم وغيره] .
هر مرده اى كه گروهى از مسلمانان بر او نماز بخوانند بطوريكه تعداد آنها بصد نفر برسد و براى او طلب شفاعت كنند، خداوند طلب شفاعت آنها را مىپذيرد .
و همچنين فرمودند: ((ما من ميتٍ يصلّي عليه أمة من النّاس إلاَّ شفعوا فيه)) . [النسائي، وصحيح الجامع 5663] .
هر ميتى كه بر او جمعى از مردم نماز بخوانند، شفاعت آنها در مورد او پذيرفته مىشود .
2 ـ أُنس و أُلفت گرفتن مرده به برادرش بعد از دفن، به اندازهء كشتن شترى و تقسيم گوشت آن .
و دليل اينرا قبلاً در قول عمرو بن العاص  ذكر كرديم كه گفت: وقتى مرا دفن كرديد دور قبرم به اندازه اى كه شترى را ذبح كرده و گوشت آن تقسيم شود مكث كنيد، تا اينكه به شما أُنس بگيرم و ببينم چگونه رسولان خدا، يعنى: منكر و نكير را جواب دهم .
3 ـ بعد از دفن بلافاصله براى ميت دعاى مغفرت و تثبيت بكنيم، از عثمان بن عفان  روايت است كه رسول اكرم  وقتى از دفن ميت فارغ مىشدند آنجا ايستاده و مىفرمودند: ((استغفروا لأخيكم وسلوا له التثبيت، فإنَّه الآن يسأل)) . [أبوداود، وصحيح الجامع 956] .
براى برادرتان استغفار كنيد، و از بارىتعالى براى او تثبيت قول حق بطلبيد، زيرا الآن از او سؤال خواهد شد .
4 ـ صدقهء جاريه اى كه در زندگى خود وقتى در دنيا بوده انفاق كرده باشد، و علم و دانشى كه به مردم ياد داده باشد، و فرزند صالح و نيكوكارى كه برايش دعا كند .
رسول اكرم  مىفرمايد: ((إذا مات الإنسان انقطع عمله إلاَّ من ثلاث: صدقة جارية، أو علمٍ ينتفع به، أو ولدٍ صالح يدعو له)) . [مسلم] .
وقتى انسان دنيا را وداع مىگويد عمل او قطع مىشود بجز از سه چيز: صدقهء جاريه، يا علم و دانشى كه از آن نفع برده شود، و يا فرزند صالح و نيكوكارى كه برايش دعا كند .
5 ـ صدقه اى كه از طرف فرزند است .
از عايشه رضي الله عنها روايت است كه مردى به رسول اكرم  گفت: ((إنَّ أمي افتلتتْ نفسها ولا أراها لو تكلمتْ صدقت، فهل لها من أجر إن تصدقتُ عنها؟ قال: نعم)) . [متفق عليه] .
مادرم فوت كرده و حرف نزده است، و فكر مىكنم اگر حرف مىزد صدقه مىداد، اگر من برايش صدقه كنم اجر و صدقه به او مىرسد؟ فرمود: بلى .
6 ـ دعا و استغفار كردن تمامى مسلمانان براى مرده، چنانكه بارىتعالى مىفرمايد: والذين جاءوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذين سبقونا بالإيمان . [الحشر 1] .
[وآنانكه پس از مهاجرين و انصار آمدند دايم در دعا بدرگاه خدا عرض مىكنند: پروردگارا ما و برادران دينىمان را كه در ايمان از ما سبقت گرفتند، بيامرز] .
و رسول اكرم  مىفرمايد: ((من استغفر للمؤمنين وللمؤمنات، كتب الله له بكل مؤمن ومؤمنة حسنة)) . [الطبراني في الكبير، وصحيح الجامع 5902] .
هر كس براى مؤمنان استغفار كند، خداوند برايش به تعداد زن و مرد مسلمان اجر و پاداش مىنويسد .
زندگى در مرزهاى اسلامى (سنگر) در راه خدا .
رسول اكرم  مىفرمايد: ((كل ميتٍ يختم على عمله إلاَّ المرابط في سبيل الله، فإنَّه ينمى له عمله إلى يوم القيامة، ويؤمن فتنة القبر)) . [أبوداود، الترمذي] .
هر ميتى با مردنش عمل و كردار او پايان مىيابد، بجز مرابط و كسى كه در سنگر جهاد در راه خداست، كه عمل و كردار او تا روز قيامت رشد و نمو كرده و زياد مىشود، و از فتنه و عذاب قبر نجات مىيابد .



+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدشاه احمدی  | 

پيامبران و علم غيب

پيامبران و علم غيب: پيامبران عليهم السلام نيز انسانند و غيب نمي دانند، علم غيب از خصائص خداوند است و نه از صفات انبياء عليهم اسلام، زيرا آنان نيز مانند بقية انسانها، انسانند كه مي خورند و مي آشامند، و ازداوج مي كنند، و مي خوابند و مريض مي شوند و خسته مي شوند. چنانكه خداوند متعال مي فرمايد: ]وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَوَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاق) «و پيش از تو رسولاني نفرستاديم مگر آنكه (آنها هم مانند همه) خوراك مي خوردند و در بازارها راه مي رفتند». و مي فرمايد: (وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجاً وَذُرِّيَّةً) « و به راستي پيش از تو رسولاني فرستاده ايم و براي آنان همسران و فرزنداني قرار داديم». پس انبياء عليهم السلام نيز همانند ديگر انسانها غمگين مي شوند، خوشحال مي شوند، تلاش مي كنند نشاط و حركت دارند، فرق اين است كه آنانرا خداوند جهت تبليغ دينش برگزيده است و از غيب جز همان قسمتي كه خداوند آنانرا آگاه كند چيز ديگري نمي دانند. چنانكه مي فرمايد: (عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً) « (پروردگارم ) داناي غيب است، و كسي را بر غيب خويش آگاه نمي سازد مگر كساني از رسولاني را كه خود بپسندد. كه او پيشاپيش و پشت سر او نگهباني رهسپار مي كند». و مي فرمايد: (قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ ) «بگو: من فقط بشري مانند شما هستم كه به من وحي مي شود كه معبودتان، معبودي يكتاست».
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدشاه احمدی  | 

بهشت

بهشت: سراي عزت و سعادتي است كه خداوند متعال آنرا براي پرهيزگاران در روز واپسين آماده كرده است. در آن جويها و نهرها جاري، قصرهاي بلند، همسران زيبا، مهيا است و در آنجا همه گونه نعمت است، نعمتهايي كه نفس انسان اشتها داشته باشد، و چشم از ديدن آن لذت ببرد،‌ نعمتهايي كه قبل از آن هيچ چشمي آنرا نديده،‌ و هيچ گوشي نشنيده و در دل هيچ انساني خطور نكرده است،‌ نه پايان دارد و نه فنا، بهشتي كه نعمتهاي آن جاوداني است و بهشتيان نيز در آن جاودانه خواهند بود، بي انتها وبي انقطاع، يك وجب آن ازتمام دنيا ولذت هاي دنيا بهتر است، بوي خوش از فاصله چهل سال به مشام مي رسد، بزرگترين نعمت آن ديدار پروردگار مهربان است كه مومنان پروردگارشان را به چشم سر به طور عيان وآشكار ببينند ولذت ببرند. واما كافران از ديدار پروردگارشان محروم. بي نصيبند، كسي كه رؤيت پرودگار را توسط مؤمنان نفي مي كند بي ترديد آنان را در اين محرومي بزرگ دركنار كافران قرار ميدهد. بهشت صد درجه دارد كه فاصله هر درجه تا درجه ديگر همانند فاصله زمين تا آسمان است، بالا ترين درجات بهشت جنة الفردوس يا فردوس الاعلي است كه سقف آن عرش رحمان است، بهشت هشت دروازه دارد كه عرض هر دروازه مانند عرض مكه تا هجر است روزي خواهد آمد كه پر(وبلكه شلوغ) شود. كمترين كسي كه از بهشت سهم مي برد سهم آن مانند ده برابر اين دنيا است. خداوند متعال مي فرمايد: (أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ) « مهيا شده است براي پرهيزگاران» و همچنين خداوند متعال در جاودانگي بهشت و بهشتيان مي فرمايد: (جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدا ) « پاداششان در نزد پروردگارشان باغهاي جاودانه اي است كه از فرودستِ آن جويباران روان است ـ كه در آن براي هميشه جاودان خواهند بود ـ ».
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدشاه احمدی  | 

تقدير عوض ميشود

تقدير عوض ميشود : خداوند متعال اسبابي نيز مقدر فرموده كه اين قضا و قدر را عوض مي كند مانند دعاء، صدقه و دارو و احتياط و جديت، زيرا همه اينها حتي زيركي و كودني نيز جزو تقدير خداوند است. (12) تقدير، راز خداوندي: اينكه مي گوئيم قضا و قدر راز خداوند در مخلوقاتش است منحصر به بخش پنهان و پوشيده آن است. حقيقت اشياء را جز خداوند هيچكس نمي داند، و خداوند بشر را هرگز به آن مطلع نمي گرداند، مثل گمراه كردن و هدايت كردن و زنده كردن و ميراندن، عطاء كردن، بازداشتن و چنانكه رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايد: (اذا ذكر القدر فامسكوا) «هر گاه صحبت از قضاء و قدر به ميان آمد زبان خود را نگهداريد». و اما بخشهاي ديگر تقدير و حكمت هاي بزرگي و آموزندة آن، و مراتب و درجات و پيامدهاي آن چيزهايي است كه شناخت آن و بيان كردن آن براي مردم جايز است، زيرا تقدير يكي از اركان ايمان است، كه بايد آنرا آموخت. چنانكه رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم هنگامي كه اركان ايمان را براي جبريل عليه السلام بيان نمودند فرمودند: (هذا جبريل اتاكم يعلمكم دينكم) « اين جبريل است آمده كه دينتان را به شما بياموزد».
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدشاه احمدی  | 

آنچه قبل از قبض روح رخ مىدهد

آنچه قبل از قبض روح رخ مىدهد متردد بودن خداوند در قبض روح مؤمن . از أبو هريرة  روايت است كه رسول اكرم  فرمودند: ((إنَّ الله تعالى قال: من عادى لي وليّاً فقد آذنته بالحرب، وما تقرَّب إليَّ عبدي بشيءٍ أَحبُ إليَّ مما افترضت عليه، وما يزال عبدي يتقرب إليَّ بالنوافل حتى أحبه، فإذا أحببته كنتُ سمعه الذي يسمع به، وبصره الذي يبصر به، ويده التي يبطش بها، ورجله التي يمشي بها، ولئن سألني لأعطيّنه، ولئن استعاذني لأعيذنّه، وما ترددت عن شيء أنا فاعله،ترددي عن نفس عبدي المؤمن، يكره الموت، وأنا أكره مساءته)) . [بخاري] . خداوند در حديث قدسى مىفرمايد: كسيكه با دوست و ولىّ من دشمنى كند، من با اعلام جنگ مىكنم، وبندهء مؤمن با هيچ چيز محبوبى نزد من، بهتر از فرائض با من نزديك نمىشود، و بندهء من هميشه با انجام نوافل با من نزديك مىشود تا اينكه من او را دوست مىدارم، هنگاميكه من او را دوست داشتم، من گوش او مىشوم كه با آن مىشنود، و چشم او مىشوم كه با آن مىبيند، و دستش مىشوم كه با آن مىگيرد، و پايش مىشوم كه با آن راه مىرود، و اگر چيزى از من بخواهد به او مىدهم، و اگر پناه بخواهد به او پناه مىدهم، و من در انجام هيچ كارى متردد نشدم! مگر در قبض روح بندهء مؤمنم، كه او مرگ را نمىپسندد، و من اساءت و بدى به او را نمىپسندم ـ در نتيجه متردد مىشوم ـ . 2 ـ حضور شيطان هنگام مرگ: شيطان تلاش مىكند هنگام مرگ انسان حضور پيدا كند تا خاتمهء انسان را با بدى، فسق و نافرمانى همراه نمايد، همانطوريكه شيطان تلاش مىنمايد تا هنگام انجام همهء اعمال حضور يابد ـ و انسان را دچار وسوسه كند ـ و دليل اين مطلب حديث جابر  است كه گفت رسول اكرم  فرمودند: ((إنَّ الشيطان يحضر أحدكم عند كل شيء من شأنه، حتى يحضره عند طعامه، فإذا سقطت من أحدكم اللقمة، فليمط ما كان بها من أذى ثم ليأكلها ولا يدعها للشيطان، فإذا فرغ فليلعق أصابعه، فإنَّه لا يدري في أي طعامه تكون البركة)) . [مسلم] . شيطان هنگام انجام هر كارى از كارهاى شما حضور پيدا مىكند بطوريكه حتى هنگام غذا خوردن حاضر مىشود، پس اگر از دست شما لقمهء غذا افتاد آنچه از آن ناپاك شده است دور كنيد و بقيهء آنرا بخوريد و آنرا براى شيطان نگذاريد، و هنگاميكه از خوردن غذا فارغ شديد، غذاى انگشتان را با زبان تميز كنيد و بخوريد زيرا هيچ كس نمىداند كه در كدام قسمت غذا و خوردنى بركت وجود دارد .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدشاه احمدی  | 

آنچه سبب مىشود تا از عذاب قبر نجات يابد

آنچه سبب مىشود تا از عذاب قبر نجات يابد ـ شهيد شدن در ميدان جنگ . رسول اكرم  مىفرمايد: ((للشهيد عند الله ستُ خصال: يُغفر له في أول دفعة من دمه، ويرى مقعده من الجنّة، ويجار من عذاب القبر، ويأمن الفزع الأكبر، ويحلى حلية الإيمان، ويزوّج من الحور العين، ويَشفَعُ في سبعين إنساناً من أقاربه)) . [الترمذي، وابن ماجه، وأحمد، وأحكام الجنائز ص 35 ـ 36] . شهيد نزد خداوند شش ويژگى دارد: با اولين قطرهء خون او گناهانش بخشيده مىشود، جايگاه خود را در بهشت مىبيند، از عذاب قبر نجات مىيابد، از وحشت بزرگ قبر در امان است، به زيور ايمان آراسته مىشود، با حور عين ازدواج داده مىشود، شفاعت او در بارهء هفتاد تن از خويشاوندانش پذيرفته مىشود . و مردى از ياران پيامبر  روايت مىكند كه مردى به نزد رسول اكرم  آمد و گفت: چرا مؤمنان بر آنان فتنهء قبر نازل مىشود، بجز شهيد؟ فرمود: ((كفى ببارقة السيوف على رأسه فتنة)) . [النسائي، وأحكام الجنائز ص 36] . براى آزمايش او برقهاى شمشيرى كه بالاى سر او بوده كافى است . 2 ـ مرزدارى در سنگرهاى جهاد: رسول اكرم  مىفرمايد: ((رباط يوم وليلة خير من صيام شهر وقيامه، وإن مات فيه أجري عليه عمله الذي كان يعمل، وأجري عليه رزقه، وأمِنَ الفتّان)) . [مسلم] . سنگر گرفتن يك شبانه روز در راه خدا از روزه گرفتن يكماه و زنده نگهداشتن شبهاى آن بهتر است، و اگر كشته شد ثواب و اجر عملى كه انجام مىداده و رزق او برايش تا روز قيامت نوشته مىشود، و از عذاب قبر در امان بوده و نجات خواهد يافت . و همچنين مىفرمايد: ((كل ميت يختم على عمله إلاَّ المرابط في سبيل الله، فإنَّه ينمى له عمله إلى يوم القيامة، ويؤمن فتنة القبر)) . [مسلم] . هر مرده اى با مردن او عملش پايان مىيابد، بجز سنگردار و مرابط در راه خدا، بلكه عمل او تا روز قيامت زياد و افزايش يافته، و از عذاب قبر نجات مىيابد . 3 ـ مردن بسبب مرض شكم: از عبدالله بن يسار روايت است كه گفت: من با سليمان بن صرد و خالد بن عرفطة نشسته بودم، آنها گفتند: مردى بسبب شكم درد فوت كرد، و فهميدم كه اين دو نفر مىخواهند در تشييع جنازهء آنمرد شركت كنند، پس يكى از آنها بديگرى گفت: آيا رسول اكرم  نفرمودند: ((من يقتله بطنه فلن يعذب في قبره؟ فقال الآخر: بلى، ـ وفي رواية ـ صدقت)) . [الترمذي، أحكام الجنائز ص 38، وغيره] . كسيكه شكم درد او را بكشد در قبرش عذاب داده نمىشود؟ ديگرى گفت: بلى، و در روايت ديگر آمده كه شخص دومى گفت: راست گفتى . 4 ـ خواندن سورهء تبارك: رسول اكرم  فرمودند: ((سورة تبارك هي المانعة من عذاب القبر)) . [صحيح الجامع 3537] . خواندن سورهء تبارك از عذاب قبر جلوگيرى مىكند . 5 ـ مردن شب يا روز جمعه: رسول اكرم  فرمودند: ((ما من مسلم يموت يوم الجمعة أو ليلة الجمعة إلاَّ وقاه الله تعالى فتنة القبر)) . [أحمد، والترمذي، وصحيح الجامع 5649] . هيچ مسلمانى روز يا شب جمعه از دنيا نمىرود مگر اينكه خداوند او را از فتنهء قبر حفظ مىكند .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط احمدشاه احمدی  |